The west abundant blunders (The US and The European Union) in confrontation with Iran have made this country to command enormous capabilities against its enemies and to find out their weak points more than ever. Examining the present circumstance and the European Union program regarding Iran’s oil embargo shows that, contrary to the west claims, the Europe and its allies shall be sunk in more passive position so that in the event of Iran’s attack on Israel, they have no power to accompany this country. We have surveyed the different scenarios to be painted, which have been presented as follows:
The questions surveyed in this approach:
Why is oil embargo against Iran hazardous for the West?
What will be Iran’s probable reactions towards the oil embargo?
Will Saudi Arabia be able to compensate the shortfall occurring as a result of oil embargo against Iran?
Will the US be able to reopen the Straits of Hormuz and outbreak war against Iran?
Why does Iran’s Supreme Leader regard Iran in the situation of Badr and Kheibar?
اشتباهات كثير غرب (آمريكا و اتحايه اروپا) در تقابل با ايران موجب گرديده است ايران از تواتمنديهاي بسياري در قبال دشمنان خود برخوردار شود و نيز به نقاط ضعف دشمنان خود بيش از پيش پي ببرد. با بررسي موقعيت كنوني و برنامه تحريم نفتي اتحاديه اروپا عليه ايران برعكس ادعاي غرب، اروپا و متحدانش در وضعيت انفعال بيشتري فرو ميروند به نحوي كه در صورت حمله ايران به اسرائيل امكان همراهي با اسرائيل را نخواهند داشت. ما گذارههاي مختلف اين سناريو را بررسي نمودهايم كه در ذيل ارائه ميشود.
سئوالاتی که در اين رهيافت مورد بررسي قرار گرفته است:
چرا تحريم نفتي ايران براي غرب خطرناك است؟
عكسالعملهاي محتمل ايران در قبال تحريم نفتي چيست؟
آيا عربستان ميتواند كسري ناشي از تحريم نفتي ايران را جبران نمايد؟
آيا آمريكا امكان بازگشايي تنگه هرمز و ورود به جنگ با ايران را دارد؟
چرا امريكا و غرب در صورت حمله ايران به اسرائيل فقط ناظر آن خواهند بود؟
چرا رهبر معظم انقلاب، ايران را در وضعيت جنگ بدر و خيبر ميداند؟
منتشر شده در روزنامه رسالت پایگاه خبری تعامل پایگاه خبری تحلیلی حفانیوز
پایگاه خبری پیام گلستان جام نیوز جهان نیوز سایت عمارنامه عصر امروز
سایت خبرفارسی سایت هنوز ایستاده ایم سایت خبرپو شبکه خبر سوژر اپل (چین)
پایگاه اطلاع رسانی جهان اسلام سايت عمارنامه نقد نيوز كميسيون حقوق بشر اسلامي ايران
ادامه مطلب...
برنامه بحث روز در خصوص سفر ریاست محترم جمهور به سازمان ملل متحد به

تاریخ ۲/۷/۱۳۹۰
کارشناسان برنامه :
میثم تهرانچی
پیام علیجانی
«امروز، با مسئوليت من، ايالات متحده امريكا با آغاز عمليات در نقطهاي از پاكستان به نام «ابيتآباد»، با همراهي تيم كوچكي وارد عمل شد. اين عمليات سنگينترين عمليات نظامي از زمان 11 سپتامبر تاكنون بود.» اين جملات بخشي از متن سخنراني باراك اوباما رئيسجمهور امريكا درخصوص عمليات نظامي كشف و ترور رهبر القاعده، اسامه بن لادن است.

اوباما در قالب يك سوپر قهرمان ظاهر شد و كاري را به سرانجام رساند كه جرج بوش در دوره 8 ساله رياستجمهوري از انجام آن ناتوان بود. پيروزي اخير را امريكاييها آنچنان بزرگ ميدانند كه ظاهراً قرار است روز اول ماه مه در تقويم بهعنوان روز انتقام از تروريسم يا چيزي شبيه به آن نامگذاري شود.

ترديدي نيست که حادثه مشكوك 11 سپتامبر و اعتراف بن لادن به مشارکت در آن، بهانه لازم را در اختيار امريکاييها قرار داد تا به کشورهای اسلامی از افغانستان گرفته تا عراق، سومالی، سودان و یمن حمله كند و زمينه استقرار استعمارگونه خود را در منطقه فراهم نمايد.
اگر بن لادن مسئول مرگ حدود 3 هزار نفر در حادثه 11 سپتامبر شناخته ميشود، امريکاييها به خونخواهي آن حادثه، بيش از يک ميليون نفر را مستقيم يا غيرمستقيم در افغانستان، عراق و اخيراً در پاکستان کشتهاند. فقط در پاکستان، در ازاي هر يک قرباني حادثه 11 سپتامبر، 17 پاکستاني در حملات هواپيماهاي بدون سرنشين امريکا کشته شدهاند.
در حالي رئيسجمهور امريكا همچون يك قهرمان آفتابي ميشود و خبر مرگ بن لادن را رسانهاي ميكند كه مدتهاست رهبر مصري تبار القاعده «ايمن الظواهري» به عنوان رهبر شماره يك القاعده ايفاي نقش ميكند و تمركز رسانههاي غربي نيز بر روي اوست.
در اين خصوص ابهامات و سؤالات مختلفي به ذهن خطور ميكند؛ چرا در طول10سال گذشته امريكا و ناتو اقدام به دستگيري رهبر القاعده ننموده است و چرا امريكا سعي در زنده دستگير نمودن و بازجويي از او ننموده و پس از مرگ بدون انتشار عكس جسد او را به دريا افكنده است؟
در پاسخ اين سؤالات در ذيل به بررسي چند احتمال خواهيم پرداخت.احتمال اول، نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي امريكا توان لازم براي كشف مكان اختفاي بنلادن را نداشتهاند؛ اين احتمال نميتواند صحيح باشد.
چند سال قبل روزنامه نيويورک تايمز گزارشي را منتشر و در آن عنوان نمود كه در همان سالهاي ابتدايي جنگ با تروريسم، نيروهاي سازمان سيا در آستانه بازداشت بن لادن در پاکستان قرار گرفتند اما «دونالد رامسفلد» وزير دفاع وقت امريکا دستور لغو عمليات بازداشت بن لادن را صادر نمود و در مستندي كه در سال 2007 توسط يكي از خبرنگاران غربي منتشر شد تصاوير اين خبرنگار در مخفيگاه بنلادن و در كنار او ديده ميشود و اين نشانگر آن است كه دسترسي به بن لادن كار غيرممكني براي دستگاههاي اطلاعاتي امريكا نميتوانسته باشد.
اما وقت مناسب دستگيري و بهرهبرداري از آن فرا نرسيده بود و با دستگيري او بهانه مبارزه با تروريسم و حضور در منطقه پايان مييافت.
احتمال دوم، امكان دستگيري بن لادن به صورت زنده نبوده است چون پيش از يك مه 2011 او به دلايلي مرده است و پيغام مرگ او ميبايست در قالب يك سناريوي قهرمانانه مورد بهرهبرداري امريكا قرارگيرد.
امكان اين احتمال از آنجايي كه منابع مختلف پيشتر خبر بيماري شديد بن لادن را داده بودند ممكن به نظر ميرسد و بسياري اعتقاد دارند كه بنلادن مدتها است كه مرده و پيامهاي منتشر شده منسوب به وي قلابي است.
و احتمال بعدي، آنكه القاعده ساخته و پرداخته امريكا براي رسيدن به اهداف خود در جهان اسلام و افكار عمومي است؛
با رجوع به سوابق ميتوان مشاهده كرد كه موج اسلامهراسي با هجمه تبليغاتي روي اسلام طالباني آغاز گرديد و منافع زيادي از منفعل شدن مسلمانان و تسلط امريكا بر منطقه را فراهم نمود و اكنون تاريخ انقضا و كارآيي بنلادن به عنوان رهبر طالبان پايان يافته و با جايگزيني الظواهري وقت استفاده از خبر مرگ بنلادن فرا رسيده است.
در ادامه اين بحث ميتوان احتمالات بسيار ديگري را نگاشت؛ اما نكته حائز اهميت اين است كه حتي جنازه رهبر مرده القاعده نيز منافع امريکا يا حداقل، رئيسجمهوري اين کشور در انتخابات سال 2012 رياست جمهوري امريكا را تأمين خواهد کرد.

و آيا مرگ بن لادن ميتواند جهان آرامتر از گذشته را به جهان نويد دهد؟
این مطلب در یاداشت صفحه ۱۱ روزنامه ایران مورخ چهارشنبه۲۱/۲/۹۰ منتشر گردیده است.
درصورت ظهور حضرت صاحبالزمان«عج» شما چه كلام، سوال و خواستهاي طرح خواهيد نمود؟

در آرزوي كلامي با امام «عج»در عصر ظهور:
سلام به طلوع خورشيدي كه آمده است تا جهاني را با نور خود از تاريكي و جهل برهاند و
خداحافظ، غروب دلگير و غم انگيز جمعههاي دور ما.
اماما در آرزوي رويت هلال روي تو، هر غروب جمعه به بامها ميرفتيم، ولي ما جز هلال عمر خود چيزي رويت نميكرديم. ميترسيدم كه دير بيايي و من ديگر عاشق تو نمانده باشم و تاريكيها تمامي نور من را نيز فراگرفته باشد.
خوب شد كه آمدي، جهان را ببين! شيطان به عهد خود وفادار ماند و ما انسانها را به گمراهي كشاند و تنها بر قليلي از ما فائق نيامده است و ميدانم كه ما چون شيطان به عهد خود با تو وفادار نبوديم كه اگر اينگونه بود تو سالها پيش براي روشني جهان طلوع كرده بودي.
ما نيامده بوديم كه زمين گير شويم، اما جاذبه زمين ما را سخت زمين گير كرد، حتي نيوتن هم قانون جاذبه زمين را نوشت و بر همه عيان شد كه زمين سخت داراي جاذبه است. اما ما اساساً اهل اين چيزها نبوديم، شيطان سيب هوس را تعارف كرد و آدم گفت اهلش نيستم و حالا چه اهل شدهاي اي آدم. اين همان سيب است كه برسر نيوتن خورد و او را با قانون جاذبه آشنا كرد.
خوش آمدي اي مصداق جا الحق و اي موجب زهق الباطل كه تنها با آمدن توست كه باطل نابود ميشود.
تو خورشيدي و ما در فراق تو با ماه نجوا كرديم؛ ما با ماه تا صبح به انتظار تو نشستيم، اي طلوع جاودانهما؛ تجربه مهتاب بود كه ما را به ديدار آفتاب رساند كه اقتدا به خامنهاي همان انتظار فرج است. اين ماه شب چهارده جادههاي هدايت را روشن نمود تا درتاريكي گم نشويم كه اگر ما قمر نداشتيم، اوضاع قمر در عقرب بود؛ در نبود خورشيد ما عاشق ماهي شديم كه امتدادش به خورشيد ميرسيد؛ كه بي عشق قمر عاشق خورشيد شدن محال است. اگر اين سيد خراساني نبود ميکشت غم مهدي ما را. در غياب تو نصر الله بوسه زد بر دستان ماه و حال با آمدنت ما به نصرالله رسيديم.
خوش آمدي اي آرام جانما
ميدانم كه با آمدن تو تازه كار شروع ميشود، اما چه باك، ما در انتظار طلوع تو با ماه زخمها خوردهايم، حالا با تو استوار تر از كوهيم ،كه چون كوهها جابجا شود ما جابجا نخواهيم شد.
خوش آمدي، اي قرار بيقرارانِ عدالت در جهان
آقاي من، زبانم ياراي صحبت ندارد؛ بغض سالهاي سخت انتظار گلويم را ميفشارد تو خود شاهدي و ميداني انسانها چه بلاهايي برسر خود آوردند و زمين با همهي وجود خود «ظهرالفساد في البر و البحربما كسبت ايدي الناس» را احساس ميكرد. گفتند انسان گرگ انسان است و نخوري خورده ميشوي و با اين شعار دريدند شكمهاي مظلومان را؛ اما به اميد تو است كه هنوز جهان پابرجاست.
ما به اميد نماز شكر ظهور تو بود كه تا كنون قامت استوار داشتيم. ما به اميد انقلابت انقلاب كرديم، جوانان ما براي حفظ سنگرت ايران، هشت سال جنگيدند. شيطان بارها به ما شبيخون زد و اين اواخر با رنگ سبز علوي. اما ما با وجود حضرت ماه خوب بلديم سره را از ناسره بشناسيم.
مولاي من، اي سبزترين بهار هستي...!
اين همه لشگر به عشق خورشيد با ماه آمدند تا به نور برسند كه خورشيد و ماه در كنارهم ديدن دارد.
اي خورشيد، برجهان بتاب تا معني «اني جاعل في الارض خليفة» بر همه عالم آشكار شود.
اماما با دَم مسيحايیات دعا كن تا آخرين نفس در ركاب تو باشيم و در ركاب تو چون سرو ايستاده بميريم.
از دور در تیرگی شب و بارش شدید باران سیاهی مبهمی می نمود و تنها به شبهی تیره می ماند. نزدیکتر شدم. شخصی زیر باران پوشیده در چادر سیاه؛ چادری گل آلود و خیس؛ نمی دانستم کیست.
شاید مردی در زیر آن چادر سیاه پنهان شده و بر زمینِ برهنه نشسته است.
در تب و تاب بودم که چرا اینجا و زیر باران و با چه قصد و نیتی ...

بعد از اتمام ساعت كار بود که به طرف ايستگاه مترو می رفتم تا به خانه بروم. روز باراني سردي بود. نزديك ایستگاه مترو چیزی توجه مرا به خود جلب کرد؛ دقیق تر که شدم، كنار ايستگاه، خانمي را ديدم كه چادر بر صورت انداخته، مشغول گدايي است. پيشتر هم چندباري ديده بودمش.
امّا آن روز كمي متفاوتتر مينمود؛ هوا بسيار سرد بود و باران سخت ميباريد؛ زن بر روي زمين خيس با چادري گل آلود نشسته بود. دلم به رحم آمد، با خود اندیشیدم چقدر اين زن گرفتار است كه حاضر به تكديگري در اين آب و هوا شده است! ناگهان ياد يكي از دوستان افتادم كه در خصوص دستگيري از فقرا كارهايي بصورت خيريه انجام ميدهد.
کمی دورتر رفتم و با دوستم تماس گرفته موضوع را با وی در ميان گذاشتم؛ ايشان هم بيان داشتند كه درصورت احراز نياز اين خانم، پيگير رفع مشكلات او خواهند شد. چند قدمي پيش آمده، نشستم و آرام پرسيدم:
"ببخشيد خانم، مشكل شما چيست كه اينجا نشسته ايد؟ مي توانم كمكي به شما بكنم؟" پيرزن با صدايي لرزان در آن سرما پاسخ داد :
"مادر! من 61 سال دارم و در امامزاده حسن با برادر معتادم كه حدودا 48 ساله است زندگي ميكنم"
گفتم: "شماره تماستان را به من بدهيد تا از طريق آن بتوانم موضوع را پيگيري كنم".
پيرزن در پاسخ گفت:" شمارهاي ندارم". از این رو، شماره خود را به ايشان دادم و قرار شد براي بررسي موضوع فرداي آن روز با من تماس بگيرد.
اما فرداي آن روز تماسي نگرفت؛ آن روز برف سنگيني در تهران ميباريد. حدود غروب چتر بدست رهسپار منزل بودم كه باز پير زن را كنار در ايستگاه مترو درحال گدايي مشاهده كردم؛ بدون درنگ پيش رفتم و دليل عدم تماس را جویا شدم.
او نيز با عذرخواهي، فراموشي را دليل عدم تماس خود بيان داشت و قرار شد فرداي آن روز تماس بگيرد.
حدود ساعت 3 بعد از ظهر روز بعد تماسي با همراه من گرفته شد؛ به شماره نگاه كردم، متعلق به منطقه حوالي همان ايستگاه مترو بود؛ پشت خط، پيرزن كذايي بود و سخناني گفت كه متوجه شدم طمع، سن و سال نميشناسد. اینجاست که می گویند: آدمیزاد عجب موجود عجیبی است!
پيرزن گفت: "مادر! من به شما دروغ گفتم. من در كنار مترو صاحب منزل و خانواده هستم و شمارهاي كه بر روي همراه شما افتاده شماره منزل من است." آدرس منزل خود را نيز داد، و گفت عصرها كه بيكار ميشود براي گدايي كنار مترو ميرود.
مكالمه تمام شد. عرق سردی برپیشانیم نشسته بود و من سخت به فکر فرو رفتم. در عجبم از انگیزه پیر زن 60 سالهاي که با وجود بضاعت، براي تکدی گری برف و سرما و باران نمی شناسد؟
ساعتي بعد موضوع را با معدودي از دوستانم درميان گذاشتم؛ اتفاقاً يكي از دوستان دقایقی قبل در حال گذر از همان ايستگاه مترو، پيرزن داستان را در حال گدايي مشاهده كرده بود.
به نظر من اين داستان دو نتيجه در پی دارد:
اول اينكه به بسياري از اين متكدي نماها نباید كمك كرد چون اکثر آنها در واقع فقیر نيستند.
نتيجه دوم كه مهمتر بنظر ميرسد اين است که وقتي اين پير زن نياز مالي ندارد، با چه هدف در چنین شرايط سختی به كار خود ادامه مي دهد! ممكن است بخاطر طمع يا گذراندن وقت يا اصلاً كسب آرامش باشد و يا هر چيز ديگر که بر من پوشیده است.
ولي اين نكته مهم است كه اين پير زن با سماجت و توان بالا براي هدف خود تلاش ميكند، اما برخي از ما كه اهداف بسيار متعالي براي خود تعريف نمودهايم،براي نيل و تحقق اهداف در كار خود استمرار نداريم و با یک شکست یا مانعی از صحنه كنار ميريم.
نظر شما چيست؟

شهریور ماه 1389 بود که سريالخانگي"قهوه تلخ" مهران مدیری با همان بازیگران همیشگیاش به بازار آمد. مثل همیشه، این فیلم نیز، به دلیل شمّ قوی او در ساخت فیلم طنز، در میان مردم جای خود را باز کرد و مخاطبان بسیاری پیدا نمود. فیلمی که در آن از هر وسیلهای، چه نوع لباس و چه طراحی دکور، استفاده گردید تا فیلمی نو و جذاب به مخاطب ارائه گردد.
مهران مدیری در ساخت فیلمهای طنز شهرت خوبی پیدا کرده و تا کنون از موفقترین کارگردانان در این عرصه شناخته میشود. و همچنین افرادی که با او کار میکنند نیز در میان مردم شناخته شدهاند. وی، واقف بر این حقیقت، دست به کار تازه ای زد. فیلمی موسوم به شب کریسمس با همان ژانر و با استفاده از همان بازیگران همیشگی، اما در فضای مجازی و بدون مجوز، پخش گردید.
این فیلم ظاهرا با موضوع به سخره گرفتن شبکههای ماهوارهای معاند نظام به مخاطب عرضه شد که از قرار معلوم حمایت چندین سایت خبری حامي نظام را نیز به خود جلب نمود، با این عنوان که مهران مدیری فردی حامی و طرفدار نظام و منتقد شبكههاي لسانجلسي، رسانه فتنهگران سال88 است.
اما پرسش اینجاست که وی با چه هدفي دست به توليد چنين اثري زده است، در حالي که به روشني مشخص است سازندگان اين فيلم با آگاهي از اينكه فيلم آنها مجوز پخش نخواهد گرفت دست به سرمايهگذاري و توليد زدند و معمولاً اثر كه بدون مجوز و به صورت زير زميني توزيع ميشود بصورت عادي بازگشت سرمايه نخواهد داشت.
نكته مهم ديگر پذيرش عواقب ناشی از ساخت چنین طنزی براي سازندگان آن است؛ چرا که اوج اين تمسخر طنز آلود شبكههاي لسانجلسي تا جايي است كه برخی از اين شبکهها از شدت عصبانيت دست به توهين و تهديد جاني مهرانمديري زدند و طيف سبز نيز در عكس العمل ساخت اين فيلم خواستار تحريم خريد فيلم قهوه تلخ و تكثير گسترده غير قانوني آن شده است. براستي مهران مديري با چه هدف و براي كسب كدام منافع دست به توليد چنين اثري زده است. در جستجوي انگيزه ساخت اين اثرچند احتمال را ميتوان مورد بررسي قرار داد.
احتمال اول، مهران مديري و عوامل در تب عشق به آرمانهاي نظام ميسوزند و در اين راه حاضرند تمامي هزينههاي مادي و تهديدهاي دشمنان نظام را به جان بخرند. که البته این احتمال با وجود سابقه شخصیتی که از مدیری و یارانش وجود دارد منتفی است.
احتمال دوم، محتواي سياسي اثر براي سازندگان آن داراي اهميت نبوده بلكه به جهت اينكه سوژه تمسخر شبكههاي ماهوارهاي از قابليت زيادي براي طنزپردازي برخوردار است، اين گروه هنرمند با هدف پرنمودن اوقات فراغت مردم و به نيت خيرخواهانه دست به ساخت آن زدند. این احتمال نیز با وجود تبعات قهری کار در زمان توزیع اثر عاقلانه به نظر نمی رسد.
احتمال سوم، اینکه شايد اين طنز سفارشي بوده و منافع مادي آن ارزش پذيرش عوارض ناشي از ساخت آن را دارد که برنده نهایی نه گروه مدیری است و نه مردم.
و اما احتمال آخر که از همه سناریوها ممکن تر به نظر می رسد این است باز هم اين اثر سفارشي است اما متفاوت از حالت قبل؛ خوب که مورد مداقه قرار می گیرد، مضمون حرفها و قصههای این طنز، همه مسائل جنسی و غیر اخلاقی است و سازنده آن به بهانه تمسخر دشمنان نظام، بيپروا تمامي خط قرمزهاي نظام و دين را درنوردیده و مسائلی که پیش از این کسی به این صراحت و جسارت در ساختههای خود به تصوير نكشيده بود آزادانه بيان ميدارد و اين فتح بابي است براي توليد آزادانه و رسمي اين گونه آثار.
اما چه بی باک! مهران مديري دور از چشمها و ذهن ها به خال زد و خواسته و با ناخواسته در قالب دفاع از نظام، مسیر توليد آثار غير اخلاقي را بصورت رسمي و بدون پیگیری گشود. در عین حال نیز از سوي برخي از رسانه هاي مرجع رجوع در نظام اسلامی مورد حمايت و تشويق قرار گرفت. چرا که هدف پنهان خود را پشت پرده و در لفافه هدفی مبارک دنبال میکند؛ هدفی که در افواه عمومی "تمسخر شبکههای بیگانه در حمایت از دولت و نظام"! یاد می شود. و چه ساده ميانگارند افرادی که ظاهر را دیده و پی به باطن نميبرند و در پازل تهاجم فرهنگی نقشی موثر ایفا می کنند.
پس می توان قبحی را شکست و برخی افراد غافلانه و در حال تمجید از آن عبور کنند ؟ و چطور می شود این افراد آزادانه در تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر شوند بی آنکه پاسخگوی الگوسازی های منفی گذشته خود باشند؟
..........................................................................................
لینک این مطلب در سایتهای الف رجانیوز خط نیوز عصر امروز دختر ایرونی درج شده است
هدفمند كردن يارانهها به زبان ساده

چرا هدفمند كردن يارانهها مورد تاييد تمامي مسئولين پيشين و كنوني ميباشد؟
در اين نوشتار به بررسي يكي از دلايل اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها يعني" اصلاح سيكل معيوب توليد و صنعت در ايران" ميپردازيم.
به مثال زير توجه كنيد:
در ايران بصورت ميانگين برايي توليد يك واحد كالا در ايران5 تا 6 برابر استاندارد جهاني انرژي مازاد صرف ميشود. دليل آن چيست؟
اختصاص يارانه بسيار زياد دولت در بخش انرژي و به طبع آن ارزاني قيمت حامل هاي انرژي در ايران، موجب آن گرديده است كه واحدهاي توليدي تمهيدات لازم براي استفاده بهينه از انرژي را صورت ندهند و نيز هزينهاي در بروز سازي تجهيزات كارخانه صورت صرف نكنند. مثلاً قيمت يك ليتر گازوئيل در كشور ما 16 تومان است و اين درحالي است كه قيمت جهاني گازوئيل حدود 580 تومان ميباشد و يا ليتر مازوت در كشور 11تومان و قيمت جهاني آن حدود 400 تومان و مابقي حاملهاي انرژي نيز مانند برق و ... همانند دو كالاي ذكر شده از يارانه بسيار بالايي بهرهمند هستند.
حاصل اختصاص اين يارانه بالا در بخش حامل هاي انرژي چيست؟
- ما يك كالايي در اختيار داريم كه بصورت ميانگين 5 برابر مازاد نياز انرژي براي ساخت آن صرف شده است. مثلاً اگر يك ليتر گازوئيل براي توليد يك كالا مورد نياز بوده است دولت در گام نخست براي توليد استاندارد اين كالا 564 تومان (564=16-580) يارانه پرداخت نموده است؛ اما چون انرژي با نازلترين قيمت در اختيار سازنده قرار گرفته سازنده 5 برابر استاندارد جهاني انرژي مصرف نموده است؛ در واقع دولت براي توليد اين كالا 2820تومان (2820=5*564)يارانه پرداخت نموده است.
بدليل آنكه انرژي بسيار ارزان در اختيار توليد كنند قرار گرفته، ما بسياري از منابع انرژي خود را كه امكان صادارت آن وجود داشته است از دست دادهايم و اين در حاليست که ايران يک درصد جمعيت جهان را در خود جاي داده است، 9 درصد انرژي جهان را مصرف ميكند و ميزان مصرف انرژي در ايران 5/3 برابر چين 3/1 ميليارد نفري و 4برابر هند است.[1]
1- مصرف بالاي انرژي ارزانقيمت موجبات آلودگي هوا و محيط زيست را فراهم نموده است.
2- بدليل اينكه كارخانه جات بدليل ارزاني سوخت به نوسازي و بروز كردن تجهيزات براي مصرف بهينه انرژي نميپردازند، توليدات كارخانه از كيفيت پايينتري نسبت به توليد كشورهاي مشابه را دارد و اين توليدات امكان رقابت بجهت قيمت و كيفيت با كالاهاي خارجي را ندارد.
3- دولت براي اينكه اين كارخانهجات با ورود كالاهاي خارجي با كيفيت و قيمت بهتر دچار ورشكستگي و بيكاري افراد زيادي نشود مجبور است تا هزينههاي گمركي بالايي براي ورود كالاهاي خارجي وضع كند و مردم مجبور هستند تا از كالاهايي با كيفيت پايين و قيمت بسيار بالاتر از قيمت جهاني استفاده كنند و عدم رقابتي بودن توليدات خود يكي از دلايل عدم پيشرفت و توسعه است.
4- قاچاق حاملهاي سوخت ارزان از كشور به كشورهاي ديكر نيز از دلايل ديگر هدفمند كردن يارانهها ميباشد.
نگاهي به ميزان مصرف سوخت خودروهاي مختلف در کشور نشان مي دهد که مصرف سوخت اکثر خودروهاي ايراني ۲ تا ۳ برابر خودروهاي خارجي است. و قيمت تمام شده اين خودروها در ايران نيز 3 تا 4 برابر قيمت جهاني است و كيفيت و استانداردهاي آنها نيز 3 تا 4 برابر پايينتر از استاندارد جهاني است.
اين تنها بخش كوچكي از چرايي هدفمند كردن يارانه ها است.
موسسهي « Institute for Scientific Information» "ISI" از موسسات علمي برجسته جهت فهرست نمودن مجلات علمي منتشره در دنيا و تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف ميباشد. اين موسسه در سال 1958 توسط گارفيلد بااهداف دسترسي به مجلات مهم و موثر جهاني و تحليل استنادي مقالات تاسيس، و تاكنون بصورت تخصصي به نمايه سازي مقالات علمي پرداخته است.
طبق گزارش وزارت علوم تحقيقات و فن آوري، ايران از نظر توليد علم بر اساس نمايه ISI، در سال 2005 داراي 5582 مقاله، در سال 2006 داراي 6750 مقاله و در سال2007 داراي 9061 مقاله بوده است[1]. برهمين اساس و طبق اعلام قائم مقام وزير علوم، اين آمار در سال 2008 به 13000 رسيده است[2]. ضمنا" ايران مقام دوم توليد علم را بعد از تركيه در منطقه خاورميانه دارا مي باشد.[3]
ü آموزش عالي ايران در سالهاي اخير درصدد برآمده تا با اتخاذ سياستهاي مختلف ميزان نشر مقالات ايراني در مجلات علمي بين المللي را افزايش دهد. براي اين منظور اعضاي هيأت علمي دانشگاههاي کشور در حال حاضر ناگزيرند در جهت کسب امتياز براي ارتقاء شغلي، در مجلات خارجي مقاله منتشر نمايند. البته نشر مقاله در مجلات خارجي همواره يکي از چند محور امتيازات پژوهشي استادان براي ارتقاء شغلي بوده است، اما در حال حاضر اين امر به صورت ضرورت در آمده است.[4] برخي از دانشگاهيان اساساً چنين معياري را نميپذيرند و منوط كردن ارتقاء حرفهاي به نشر مقاله به زبان انگليسي در مجلات خارجي را نوعي امتياز ويژه براي خارجيها در نظر ميگيرند.[5] و آن را شاخص مناسبي براي توليد علم در ايران نميدانند.
ü اين پرسش وجود دارد که کداميک از طرفين اين چالش درست مي گويند: آيا ميزان فعاليت پژوهشي و علمي يک عضو هيأت علمي را ميتوان به کمک ميزان نشر مقالات خارجياش محک زد يا خير؟ آيا افزايش مقالات ايراني در مجلات علمي خارجي نشان دهنده رشد اين علوم در ايران است؟ هر دو پرسش درباره جايگاه نشر مقاله خارجي است.
ü استدلال کساني که نشر مقاله در مجلات خارجي را مبناي سنجش توليدات علمي قرار دادهاند "عرف بينالملل" است. با اين پيش فرض که ايدهها، نوآوريها و اختراعاتي به مثابه "محصول علمي" شناخته ميشوند که مطابق معيارهاي بينالمللي سنجيده و پذيرفته شود.
ü به منظور مشخص ساختن سهم و وضعيت هر يک از کشورهاي جهان در زمينه توسعه علمي و فناوري، شاخصها و "معيارهاي بينالمللي"[6] مختلفي از نظر محاسبه ميزان توليدات علم و فناوري کشورها وجود دارد. اين روشها عمدتاً عبارتند از:
· تعداد حق امتياز اختراعات به ازاي هر يك ميليون نفر جمعيت
· سهم صادرات تكنولوژي پيشرفته از GDP
· تعداد مقالات چاپ شده در ISI (فهرست موسسه بينالمللي ثبت مقالات علمي)
· "ضريب اثرگذاري" يعني ميزان "ارجاعات" به مقالات چاپشده
· ميزان کسب جوايز بينالمللي مثل جايزه نوبل.[7]
دو شاخص اول نشاندهنده ميزان "توسعه فناوري" و شاخصهاي ديگر نشاندهنده ميزان "توسعه علمي" است.
ü دانشگاه شانگهاى چين در سال ۲۰۰8 فهرست ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان در آمريكا، اروپا، آسيا، آفريقا و اقيانوسيه را اعلام كرد. در اين فهرست بلند در حالى كه شش دانشگاه از كشورهاى تركيه و اسرائيل ديده ميشد، نامي از هيچيک از دانشگاههاى ايران نبود. يعني دانشگاههاي ايران هيچ رتبهاى از نظر توليد و اعتبار علمي در مقياس جهاني نداشتند. گفته شد «گزارش دانشگاه شانگهاى چين نتيجه دو سال كار مداوم براى جمع آورى دادهها و اطلاعات قابل مقايسه از دانشگاههاى مختلف در سراسر جهان است. معيارهاى رتبهبندى دانشگاهها، جايزه نوبل، تعداد محققان پراستناد، مقالات منتشرشده در مجلات نيچر و ساينس، تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر «ISI» و همچنين عملكرد تحقيقاتى هر محقق ملاك قرار گرفته شده است».[8]
ü همچنين نتايج مطالعهاي که در دانشگاه هاروارد در سال 2001 درباره ميزان و وضع توسعهيافتگي علمي و تکنولوژيکي کشورهاي جهان انجام شده و در آن کشورهاي جهان بر اساس شاخص توسعه تکنولوژيک به سه منطقه تكنولوژيكي "نوآوران"، "کاربران"، و "حذف شدگان تکنولوژيکي" تقسيم شدهاند، نشان ميدهد که ايران در ميان گروه "حذفشدگان" يعني کشورهايي که «در توليد، جذب و مصرف تكنولوژي پيشرفته سهمي ندارند و يا سهم آنان ناچيز است،» قرار دارد[9] زيرا، براي مثال ايران در سال 2001 تنها يک "حق امتياز" اختراع يا اکتشافي داشته است اما در مقابل آمريکا داراي ۱۱۱۹۰۶ حق امتياز در 1997 بوده است.[10]
ü البته وضعيت ايران از نظر "توسعه علمي" اگر فقط شاخصهاي کمّي ميزان نشر مقاله را در نظر بگيريم نسبت به "توسعه تکنولوژيک" به مراتب بهتر است. زيرا تعداد اسناد علمي بينالمللي ايران در سال 2005، 5582 سند بوده است كه تا سال 2008 اين ميزان، بيش از 2 برابر شده است.[11]
ü مطابق اسناد علمي نمايه شده از سال 1998 تا تاريخ 8/5/2009 در ISI ،جمعا" 42790 سند علمي از ايران در دوره تاريخي فوق ثبت شده است كه 6/74% آن مقاله و 5/12% آن خلاصه جلسات و مانند آن ميباشد و تنها 05/0 درصد از كل اسناد علمي ايران به ثبت اختراع اختصاص داده شده است.[12]
ü مقايسه درآمد حاصله از صادرات فنآوري پيشرفته و تعداد اسناد علمي ارائه شده دو كشور ايران و مالزي نشانگر اين مطلب است كه با وجودي كه تعداد اسناد علمي ارائه شده از سوي ايران 9/2 برابر كشور مالزي مي باشد،[13] اما سهم حاصله از صادرات تكنولوژي پيشرفته ايران 6/1036 برابر كمتر از مالزي است. از آنجايي كه وزارت علوم داراي پسوند فنآوري و متولي توسعه فنآوري ميباشد، اهميت ارزيابي نوع خروجي علم و نتايج آن روشنتر ميشود ولي متاسفانه نتايج مويد آن است كه آمارهاي کمي ارائه شده از تعداد انتشار اسناد علمي، ارتباط مستقيمي با توسعه فنآوري كشور ندارد.[14]
ü از آنجا كه تعداد رجوع به اسناد علمي و ارائه آن به عنوان منبع علمي يكي از نشانههاي اهميت علمي اين اسناد ميباشد، بررسي و مقايسه مقدار مراجعات به اسناد علمي كشورهاي همسان ميتواند بيانگر بخشي از كيفيت اسناد و مقالات علمي ارائه شده در نمايههاي بينالمللي باشد. در ذيل "تعداد رجوع به اسناد علمي و فني برخي از كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي از سال 1996 تا سال 2005"[15] كه توسط آن سازمان منتشر شده، ارائه ميگردد :
· لبنان 94 درصد
· تركيه 92 درصد
· عربستان 62 درصد
· مصر 60 درصد
· اردن 59 درصد
· ايران 53 درصد
· اندونزي 52 درصد
· مالزي 51 درصد
ü از ديگر معيارهايي كه با آن مقدار كاربردي بودن علم توليدي كشورهاي مختلف و ارتباط آن با صنعت را ارزيابي مينمايند، بررسي درآمد حاصله از صادرات تكنولوژي پيشرفته است. درآمد حاصل از صادرات تكنولوژيهاي پيشرفته برخي كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي در سال 2004[16] به شرح زير ارائه شده است:
· مالزي 868/52 ميليون دلار
· اندونزي 809/5 ميليون دلار
· تركيه 178/4 ميليون دلار
· اردن 147 ميلون دلار
· عربستان 122 ميليون دلار
· ايران 51 ميليون دلار
· لبنان 17 ميليون دلار
· مصر 15 ميليون دلار
طبق آمارهاي ارائه شده در «ميزگرد ارتباط پيشرفت علمي جامعه و نمايهسازي بينالمللي مقالات» تنها 2 درصد مقالات علمي چاپ شده محققان ايراني در ISI در داخل كشور قابل استفاده است. [17]
دكترمحمد يلپاني، «استاد سابق دانشگاه صنعتي شريف»، با اشاره به اينكه متاسفانه محتواي مقالههاي ارائه شده ايرانيان در ISI در ارتباط با نيازهاي جامعه نيست، معتقد است «هيچ يك از مقالههاي توليد شده قابليت تبديل به صنعت را ندارد. مثلا بيشتر مقالههاي شيمي ايران نه در ايران و نه در خارج، استفاده صنعتي ندارد. ما در واقع فقط در آمار و عدد و رقم رشد كردهايم.[18]»
ü بررسي «وضعيت رشته هاي علوم انساني در نمايه هاي بين المللي» نشان ميدهد كه كشور ايران در رشتههاى علوم انسانى، هنر و علوم اجتماعى در دوره بيست ساله 1981 تا 2001 در مجلات ISI تنها 185 مقاله منتشر کرده است. از اين تعداد بيشترين مقاله مربوط به رشته روانشناسى (با ۵۵ عنوان) و كمترين مقالات مربوط به رشتههاى باستان شناسى، مذهب، الهيات و علوم اجتماعى (هر كدام دو مقاله) بوده است. در رشتههاى هنر نمايشى، قانون، ارتباطات و مطالعات كلاسيك ايرانيان هيچ مقالهاى چاپ نشده است. اين مطالعه بر اساس دادههاي "موسسه اطلاعات علمي" به دست آمده است.
ü در يک بررسي که توسط موسسه اطلاعات علمي تامسون در سال 2003 درباره سهم کشورهاي خاورميانه و جهان اسلام در توليد علم انجام شده است، ميزان مقالات هر يک از کشورها از سال 1998 تا 2002 نشان داده شده است. جدول زير نشاندهنده "زمينههاي علمي" است كه هر كشور طي سالهاي ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ بيشترين توليد را در آن داشته است. ايران بيشترين حضور را در شيمي دارد. داروشناسي، رياضيات و مهندسي زمينههاي ديگري هستند که ايران در آنها فعال بوده است. مصر علاوه بر حضور نسبتاً بالاي خود در علوم مواد در رشتههاي شيمي، علوم كشاورزي و داروشناسي و عربستان سعودي در زمينه مهندسي طي پنج سال گذشته بالاترين ميزان مقاله را داشتهاند، ضمن آنکه در رشتههاي پزشكي، باليني، داروشناسي و علوم كامپيوتر نيز داراي مقاله بودهاند.
جدول شماره 1 – سهم كشورهاي خاورميانه در توليد علم به تفكيك رشتهها (دوره 2002- 1998)
درصد
تعداد مقالات
زمينه
كشور
۷۸ صدم درصد
۱۰۶۷
علوم مواد
مصر
۴۴ صدم درصد
۲۱۹۹
شيمي
ايران
۳ صدم درصد
۷۹
مهندسي
عراق
۱۷ صدم درصد
۴۵۵
مهندسي
اردن
۷ صدم درصد
۵۷۲
پزشكي باليني
لبنان
۸ صدم درصد
۶۹
علوم كشاورزي
عمان
۴۶ صدم درصد
۱۲۲۱
مهندسي
عربستان سعودي
۱۱ صدم درصد
۹۲
علوم كشاورزي
سوريه
۸ صدم درصد
۷۱
محيط زيست
امارات متحده عربي
همان طور که در جدول فوق مشاهده ميشود، هيچيک از کشورهاي خاورميانه در زمينه رشتههاي علوم انساني نقش برتر نداشتهاند. نه تنها از نظر ميزان کمي، بلکه از نظر کيفي يعني "ضريب تأثيرگذاري"- ميزان ارجاعات - نيز کشورهاي خاورميانه تنها در زمينه رشتههاي علوم انساني موفقيت چنداني نداشتهاند.
آمار و اسناد كمي ارائه شده درمورد توسعه علمي ايران به چه مقدار قابل اعتماد است؟
ü سياستهاي اعمال شده براي بالا بردن وجهه علمي كشور (كه با نگاه كمي به توليد علم مينگرد)، موجبات آن را فراهم نموده تا پژوهشگران صرفنظر از محتواي قوي و خوب، به چارچوبهاي سطحي مقاله كه مورد تاييد ISI است توجه نمايند؛ و به دور از قوه خلاقيت و ابتكار عمل به راههايي جهت بالا بردن تعداد مقالات تاييدشده و گاهي حتي خريد وفروش وجعل[19] مقالات همت گمارند.[20]
ü بررسيهاي انجام شده (رجوع شود به پيوستهاي شماره 10) نشانگر اين مطلب است كه بخشي از علل بالا رفتن آمارهاي تعداد مقالات ارائه شده از سوي ايران ناشي از تكرار ارائه يك مقاله به چند نشريه با تغيير جزئي در ظاهر آن ميباشد كه جهت نمونه در پيوست به برخي از اين نوع مقالات اشاره شده است.[21]
ü همچنين بررسيهاي انجام گرفته نشانگر آنست كه بخش زيادي از مقالهها و اسناد علمي ايران در مجلات زير استاندارد و كم اعتبار خارجي منتشر ميشود.[22]
ü تحقيق انجام شده توسط جمعي از دانشجويان دانشگاه شريف (نرم افزارPaper generator) بيانگر اين است که ارزيابي برخي از نشريات نمايه شده توسط ISI، غير كارشناسي و واهي است و راهي براي توليد و انتشار مقالات جعلي ميباشد.[23]
ü نشريه نيچر در گزارشي به تقلبهاي علمي پرداخته و دستمايه اين گزارش نيز شناسايي آثار كپي برداري و تقلبهاي علمي از سوي يك پايگاه اطلاعاتي با نام دژاوو (Deja Vu) بود، اما نكته مهم در اين ميان، اشاره نيچر به سهم بالاي ايران در تقلبهاي علمي بود. در ادامه اين گزارش تاكيد شده بود که محققان دانشگاه تگزاس با استفاده از امكانات نرم افزاري پايگاه دژاوو مدعي شدهاند كه بالغ بر 85 درصد از مقالات ارائه شده از سوي يك استاد ايراني متعلق به 5 مقاله ديگر از ساير محققان بوده كه از هر يك بين 5 تا 30 درصد كپيبرداري شده است.[24]
ü در برخي موارد تعدد و كثرت مقالات ارائه شده از جانب برخي از پژوهشگران كشور در يك سال شائبه علمي بودن اينگونه مقالات را در ذهن ايجاد مينمايد. به عنوان مثال، يكي از پژوهشگران در سال 2005 در جدول نمايه ISI، 29 مقاله نمايه نموده، يعني هر 12 روز يك مقاله علمي ارائه کرده است.[25]
ü از دست دادن سرمايههاي علمي و مالي كشور: عمدتا" مقالات علمي قبل از اينكه به زبان فارسي در كشور ارائه شوند به زبان انگليسي ارائه ميشوند و همينطور بخش زيادي از مقالات به سمتي هدايت ميشوند كه بيشتر از آنكه به رفع نيازهاي داخلي منتج شوند، به رفع نيازهاي كشورهاي غربي ميپردازند. در واقع باهوشترين و موفقترين نخبگان و فرهيختگان كشور با هزينههاي بسيار گزاف طي سالهاي متمادي تربيت شده و نهايتاً استعدادهاي شكوفا شده با صرف هزينه داخلي به استخدام كشورهاي غربي درميآيند كه با اين روند دستيابي ايران به جايگاه مرجع جهاني (مطلبي كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري و چشمانداز ارائه شده از سوي ايشان نيز است)، موردترديد است.
نتيجهگيري و پيشنهاد:
در جهان پرشتاب امروز كه در هر كسري از ثانيه تحولات عظيم علمي به وقوع ميپيوندد، لزوم ارتباط با جهان علم امري بديهي و روشن است و ارائه و نقد پيشرفتهاي علمي در مجامع بينالمللي موجب قوام، همافزايي و بالا رفتن جايگاه علمي كشور ميشود. سياستهاي اعمال شده در بخش سنجش معيار علمي اساتيد و كشور موجبات آن را فراهم نموده تا ارائه مقاله در ISI به عنوان وسيلهاي براي پيشرفت و ارتقاء علمي مورد توجه قرار نگيرد، بلکه به عنوان راهي براي ارتقاء شغلي محسوب شود.
با بررسي تاثيرات نامطلوب گرايش صرف به ISI در روند تحقق چشمانداز علمي كشور، اهميت ارزيابي و رتبهبندي مقالههاي علمي در ايران بصورت جامع ضروري بنظر ميرسد. نگاه جامع به ارزيابي مقالات علمي از سوي متوليان امر پيشنهاد موكدي از سوي بسياري از محققين و دلسوزان كشور همچون دكتر يلپاني، دكتر حيدري و...مي باشد.
در نهايت بايد بيان داشت كه براي رسيدن به جايگاه مناسب علمي كشور براساس سند چشمانداز[26] بايد به نحوهي ارزشيابي و بررسي و جهتدهي علمي توان و ظرفيت علمي كشور اهتمام بيشتري گمارد اگرچه امروز گامهاي موثري در جهت ايجاد پاركهاي فناوري و مراكز رشد انديشيده شده، ولي بايد توان بيشتري در اين راه صرف كرد.
[1] - گزارش جمهور- شماره 33- اسفند1386
[2] - سايت شبكه خبر 17/12/87
[3] - گزارش جمهور- شماره 33- اسفند1386
4- آيين نامه ارتقاء مرتبه اعضاء هيات علمي و اساتيد دانشگاه مصوب 18/8/87 به شماره 16746/و
[5] - خبرگزاري فارس، دكتر رضا داوري اردكاني، توهم توسعه علمى از طريق مقالات ISI، 23 مرداد 1386
[7] نشريه ساينس –توليد علم و فن آوري كشورها
[8] خبرگزاري مهر-24/5/87
[9] سايت دانشگاه هاروارد "ميزان و وضع توسعه يافتگي علمي و تکنولوژيکي کشورهاي جهان"-2001
[10] پيشين
[11] گزارش جمهور- شماره 33- اسفند1386
[12] رجوع شود به پيوست شماره2
[13] جدول پيوست شماره 3
[14] پيشين
[15] جدول پيوست شماره 4
[16] جدول پيوست شماره 5
1 همايش برگزار شده در كتابخانه ملي با حضور دكتركبكانيان معاون وزير علوم وتحقيقات،3/7/86
[19] خبرگزاري ايرنا، جعل مقاله معصومه ابتكار، 21/7/1387-پيوست 7
[20] رجوع شود به پيوست 8
[21] رجوع شود به پيوست 9 - نمونه مقالات به چاپ رسيده در چند ژورنال علمي
[22] رجوع شود به پيوست هاي 10
[23] پيوست شماره 11
[24] سايت كمياب نيوز 14/2/88
[25] خبر گزاري فارس، توهم توسعه علمى از طريق مقالات ISI،23/9/1387
[26] كشور بايد به عزت علمى برسد. هدف هم بايد مرجعيت علمى باشد در دنيا؛ همينطور كه بارها عرض كردهايم. يعنى همينطور كه شما امروز ناچاريد براى علم و دستيابى به محصولات علمى به دانشمندانى، به كتابهائى مراجعه كنيد كه مربوط به كشورهاى ديگرند، بايد به آنجا برسيم كه جويندهى دانش، طالب علم، مجبور باشد بيايد سراغ شما، سراغ كتاب شما؛ مجبور باشد زبان شما را ياد بگيرد تا بتواند از دانش شما استفاده كند. هدف بايد اين باشد. اين يك آرزوى خام هم نيست. اين چيزى است كه عملى است.
كشور ما و ملت ما بايد كاروان دانش را آنچنان پيش ببرد كه بتواند در دنيا مرجع علمى باشد، اين چيز ممكنى است. البته مقدماتى دارد، كه اين مقدمات بايستى طى شود و اين مقدمات شروع هم شده. يكى از اين مقدمات، همين خودآگاهى ماست كه احساس كنيم كه «بايد»؛ و احساس كنيم كه «ميتوانيم». بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد و دانشجويان در دانشگاه علم و صنعت،۱۳۸۷/۰۹/۲۴
منتشر شده در سايت پارسه به نشاني زير:
http://www.kaumel.com/index.php?option=com_content&task=view&id=82&Itemid=47
گفتگو با ميثم تهرانچي كارشناس مسائل بين الملل در خصوص بررسي ايجاد يا لغو سپر دفاع موشكي امريكا

موضوع سپر دفاعي موشكي آمريكا كه قرار بود در كشورهاي لهستان و جمهوري چك مستقر شود، از جملهي موضوعات مناقشهبرانگيز در روابط ميان روسيه و امريكا به خصوص در دورهي دوم رياست جمهوري بوش بود كه موجبات شكلدهي بسياري از سياستهاي روسيه در قبال مسالهي هستهاي ايران شد. لذا تصميم به لغو استقرار اين سپر در اروپاي شرقي از طرف دولت امريكا ميتواند روابط امريكا و روسيه را در خصوص مواجهه با موضوع ايران تحت تاثير قرار دهد.
طرح سپر دفاعي موشكي امريكا كه سابقه تاريخي آن به زمان دولت ريگان در سال1983 طرح جنگ ستارگان باز مي گردد، از جانب دولت جرج بوش در سال 2007 ميلادي با بودجهاي برابر با يك ميليارد و ششصد ميليون دلار براي افزايش چتر دفاعي امريكا در قبال كشورهاي اروپاي غربي نسبت به حملات موشكي كشورهايي همچون ايران و كره شمالي در جلوگيري از تهديد منافع امريكا در خاورميانه توسط كنگره به تصويب رسيد. با اين قرار كه تا سال 2013 ميلادي 10 هواپيماي رهگير بدون سرنشين در لهستان و يك سيستم راداري در جمهوري چك مستقر شود تا بوسيلهي آن امريكا به رهگيري و رديابي هر نوع حملهي نظامي بر عليه منافع خود در منطقه بپردازد.
اين طرح امنيتي كه داراي ابعاد بينالمللي است، دودستگي آشكاري ميان كشورهاي اروپايي بوجود آورد. سياستمداران كشورهايي همچون فرانسه، اسپانيا، اسلواكي همراه با مردم لهستان و جمهوري چك از جمله مخالفان آشكار اين طرح محسوب مي شوند و سياستمداران جمهوري چك و لهستان به همراه مقامات كشورهاي انگليس و آلمان از جمله موافقان اين طرح مي باشند. مهمترين كشوري كه مخالفت علني خود را با اين طرح مطرح نمود، روسيه است كه اين طرح را نه براي مقابله با توان موشكي ايران و كره شمالي، بلكه براي زير نظر گرفتن توان نظامي روسيه و كاهش تهديد هستهاي اين كشور و همچنين مخالف با روح پيمان منع گسترش سلاح هاي اتمي استارت ميدانست. اين مخالفت روسيه كه بسيار جدي است، اثر خود را در شكلدهي سياست روسها در مسائل مورد علاقهي امريكا و كشورهاي غربي نشان داد و سياستهاي ضد غربي روسها در جريان درگيري گرجستان و قطع گاز اوكراين و اروپا در سردترين روزهاي سال 2009 و همچنين حمايت از مسئلهي هستهاي ايران تا حدودي نشات گرفته از اين جريان است.
با روي كار آمدن دولت جديد در امريكا، مساله روابط بحراني امريكا و روسيه روي ميز اوباما قرار گرفت. اوباما كه در مبارزات انتخاباتي خود وعده داده بود كه در صورت پيروزي مساله استقرار سپر دفاعي موشكي در اروپا را مورد بررسي مجدد قرار خواهد داد، با توصيهي مشاوران امنيت ملي امريكا تصميم به لغو استقرار اين طرح در اروپاي مركزي و شرقي و اتخاذ سياستهاي جديد براي آن گرفت. دلايل اتخاذ سياست جديد در قالب شعار تغيير، از طرف سياستمداران امريكايي را ميتوان در معادلات منطقهاي و در قالب مبادلات دوجانبه با روسيه، و بحران اقتصادي جهاني و ضعف توان اقتصادي امريكا مورد بررسي قرار داد، از جمله طرح برچيدن نفوذ امريكا از اروپاي شرقي در قبال برچيدن نفوذ روسيه از امريكاي جنوبي و ونزوئلا، ، جلوگيري از استقرار موشكهاي اسكندر روسيه دركالينينگراد و ديگر عوامل ذكر نمود كه در اينجا فقط به توضيح عواملي كه در رابطه با ايران و بسيار مهم ميباشد بسنده مينمايم.
از جمله عوامل مهم براي پيگيري اين سياست از جانب دولت اوباما را ميتوان در امتيازگيري از روسها در نشست آتي 1+5 در قبال ايران و جلب حمايت روسيه در جلوگيري از ادامه برنامههاي حساس هستهي ايران ذكر نمود. امريكا قصد دارد با استفاده از اهرم مسكو ايران را در زمينههاي اتمي و موشكي خلع سلاح كند تا احتمال پذيرش شرايط كشورهاي 1+5 از سوي ايران فراهم شود. مقامات روسيه و از آن جمله رئيس جمهور آن با وجود اينكه در ظاهر حاضر به امتيازدهي به امريكا نميباشند، اما در عمل اين سياست امريكا موجبات گرمي روابط روسيه و امريكا را فراهم نموده است.
عامل ديگري كه خود مقامات امريكايي در دلايل استقرار سامانه سپر دفاعي موشكي بيان داشتهاند، كاهش تهديد ايران نسبت به منطقهي خاورميانه و اروپا ميباشد. لغو طرح سپر دفاعي موشكي از جانب امريكا كه ميتوان آن را به عنوان هويجي در سياست هويج و چماق براي ايران تلقي نمود، از جانب رابرت گيتس وزير دفاع امريكا به عنوان خروج موضوع تهديد ايران نسبت به منطقه خاورميانه از اضطرار بيان شده است.
ازجمله عوامل ديگري كه از جانب مقامات امريكايي براي لغو استقرار اين طرح بيان شده، برنامه امريكا براي استقرار اين سيستم در ديگر نقاط جهان ميباشد كه از ابتدا نيز روسيه اصرار به اين كار داشت. اين برنامهي جديد نيز كه از نظر امريكا براي كنترل تهديد ايران مي باشد را كه ميتوان بعنوان چماق در سياست هويج و چماق مورد ارزيابي قرار گيرد. اين پروژه جديد در سه بخش جهت اجرا مطرح شده است. ابتدا ساخت و استقرار كشتيهاي داراي موشك رهگير و در مرحلهي دوم سامانهي دفاع موشكي پاتريوت مستقر در زمين با اعطاي نقش محوري به تركيه، كه قرارداد فروش 8/7 ميليارد دلاري آن مطرح است را در تركيه راهاندازي خواهد كرد تا از حملهاحتمالي ايران به اسرائيل و تهديد منطقه خاورميانه جلوگيري نمايد. در گام سوم، استقرار سپر دفاعي موشكي در خود رژيم غاصب صهيونيستي است كه اخيرا" از جانب سياستمداران امريكايي مطرح شده است.
از عوامل ديگري كه براي امريكا مهم به نظر مي رسد، استفاده از اين سياست براي كاستن روابط ايران و روسيه است. واشنگتن سعي دارد عقبنشيني از اين پروژه را با شرط تعليق همكاريهاي اتمي ايران و روسيه معاوضه نمايد و از طرف ديگر توقف ارائهي موشكهاي پيشرفتهي اس 300 روسي به ايران را موجب شود.
با توجه به اينكه عوامل متعدد زيادي براي اتخاذ سياست عدم استقرار سپر دفاعي موشكي امريكا در اروپاي شرقي وجود دارد، عواملي كه ارتباط مستقيم و غير مستقيم با موضوع ايران دارند را ميتوان به عنوان تهديدهايي برشمرد كه نتايج منفي خود را در نشستهاي 1+5، نشستهاي شوراي امنيت عليه ايران، و تضعيف پشتوانهي سياسي ايران در دنيا و در نهايت فشار سياسي عليه ايران نشان ميدهد. در بررسي معادلات منطقه هيچگاه نمي توان قدرت استراتژيك ايران را ناديده گرفت و اين قدرت هيچگاه بر كشورهايي چون امريكا و روسيه پوشيده نبوده است. يقينا اجراي طرح سپر دفاع موشكي و يا طرح هاي جايگزين بدون توافق ايران و روسيه و برعليه منافع اين دو كشور براي امريكا چه بجهت سياسي و چه بجهت اقتصادي و نظامي مفيد فايده نخواهد بود و اهرمهاي فشار بسيار قوي وجود دارد كه منافع امريكا و متحدانش را در منطقه و جهان به خطر خواهد انداخت. طرح موضوع اجراي سپر دفاع موشكي در حال حاضر بيشتر بعنوان ابزار سياسي و ديپلماسي جهت اجراي شعار هاي اوباما مي باشد.
براي جلوگيري از افزايش اثرات زيانبار اين سياست امريكا، ايران ميتواند با گسترش دادن فعاليتهاي سياسي، اقتصادي و نظامي خود در كشورهاي امريكاي لاتين كه حيات خلوت امريكا محسوب ميشوند، از آن به عنوان اهرمي براي تحت فشار گذاردن امريكا استفاده نمايد. اين سياست ايران موجب خواهد شد امريكا در ادامه دادن سياستهاي نظامي خود عليه ايران در منطقه خاورميانه محتاطانهتر عمل نمايد. ايران ميتواند در صورت مذاكره و چانهزني با امريكا به جاي مذاكره در خصوص گزينههاي داخلي و امتيازدهي از منافع داخلي، از گزينهي رابطه با كشورهاي امريكاي لاتين استفاده نمايد.
روسيه در عين حال كه از ايران به عنوان برگ برندهاي براي خود استفاده مينمايد، از متمايل شدن ايران به سمت غرب و همسو شدن ايران با امريكا نيز هراس دارد. لذا راهكار ديگري كه ميتواند از لغزش روسيه به سمت غرب و اتخاذ سياستهاي منفي عليه ايران در نشستهاي بينالمللي جلوگيري نمايد، استفاده از حربهي متمايل شدن ايران به سمت غرب و امريكا ميباشد. البته در رابطه با روسيه، ايران ميتواند با افزايش روابط ديپلماتيك با كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي نيز روسيه را تحت فشار سياسي گذارد.
دُم خروس يا قسم حضرت عباس(ع)!
تصاویر مراسم ختم پدر آقای حسینی وزیر ارشاد مطالب زیادی همراه خود داشت. مشاهده ابراز ارادت افراد و مسئولینی که خود را ولایت مدار و اصولگرا معرفی میكنند و نسبت به دشمنان و کسانی که دل ولایت و مردم متدین را پس از انتخابات خون کردند نشانگر حقیقت درونی آنها است.
مراسم ختم پدر آقاي حسيني عجب مراسمي شده بود همه جمع بودند، در اين مراسم ختم غيرت، و باهم به فاتحه خواني انقلاب پرداختند.
سربازان انقلاب به گرمي دستان كه را ميفشاريد؟ بهقول شاعر «گر بت نميپرستي باكافران چه كارت»؛ كي و كجا قطعنامه 598 هشت ماه دفاع مقدس پس از انتخابات ریاست جمهوری را امضاء كرديد كه اينگونه به گرمي دستان جنايتكار دشمنان انقلاب را مي فشاريد؛
اگر الزايمر دنيا خواهي حافظه تان را پاك كرده، برخلاف اينكه ميگويند حافظه تاريخي مردم ضعيف است ما بياد داريم چه عزيزاني در فتنههاي پس از انتخابات از دست رفتهاند، هنوز جراحات التيام نيافته است، هنوز مادران در داغ جگر گوشههاشان ميسوزند.
وقتی انسان بیاد میآورد که چه جوانهایی در این سال خونشان بر زمین ریخت تا قدرت طلبی موسوی ها و کروبی ها عیان شود، دلش بدرد میآید. چه آن معترضینی که فریب سخنان اینها را خوردند و چه بسیجیانی که در راه دفاع از امنیت مردم به خاک افتادند و هرگز نامشان را کسی نیاورد !
چگونه است افرادی که موجبات کشته شدن بسیاری بعد از انتخابات شدند، موجبات ناراحتی رهبر عزیز انقلاب را فراهم کردند، موجبات خوشحالی و امیدواری دشمنان اسلام را فراهم نمودند، در محافل خصوصی، دوستان و محبان شما گردیدهاند!
حرکت موسوي و کروبي بسترساز اهانت به ساحت امام راحل شد؛ البته شايد شما بگوييد سیلی آبدار بر صورت انقلاب جرم نیست و با یک تذکر شفاهی قابل حل است!
لاریجانی (جواد) ميگويد:[1] موسوي و کروبي بزرگترين جنايت را در حوادث پس از انتخابات انجام دادند و برادر ديگر به گرمي دست جنايتكار را ميفشارد و صادقشان فرياد بر ميآورد كه ما با سران فتنه به هيچ وجه، مسامحه نميكنيم.
شايد منظورشان اين است كه مسامحه نميكنيم؛ بيشتر مجالسه ميكنيم و اساساً ما براي آنها محافظ قرار ميدهيم كه خدايي ناكرده در راه مبارزه براي رفع انقلاب و افكار امام كسي نگاه چپ به شیخ نكند؛ كه ما اصلاً اهل مسامحه نيستيم. البته كمي هم نگرانيم كه نكند به شیخ سخني بگوييم، سئوالي در خفا از ايشان بپرسيم و به ما تهمت آنگونه بزند كه به بيا و ببين، و نامه نگاريها بكنند و شب تا صبح از ناراحتي بيدار بمانند و در بوق و كرنا بكنند، اصلاً نميارزد مارا چه به سئوال از شيخ اصلاحات.
همان تجربه ادعاي تجاوز در بازداشتگاه كهريزك براي ما بس است و بقول شاعر با دشمنان مدارا، با دوستان مروت. دوست و دشمن انقلاب كه فرقي نميكند مهم حفظ نظام است كه معناي نظام چيزي فراتر از ما واستوانههاي نظام و اهل و عيالشان نيست؛ مطمئن باشيد كه ما خوب بلديم از آن حفاظت كنيم و مسئولان حفاظت ما انواع دورههای حفاظتي را گذراندهاند و هيچ جاي نگراني نيست.
مديريت نفاق گونه و دوگانگي و به بيان شهيد مطهري فاصله ميان دل و گفتار و فاصله ميان گفتار و كردار، موجبات عدم اطمينان عمومي را فراهم ميكند. دلم برای محافظان سران فتنه میسوزد، که به جای حفاظت از انقلاب، مجبورند مراقب جان شیخ و مهندس باشند، كه این سختترین کار دنیاست، شیعه علی بودن و محافظت از عثمان، تا که این پیراهن دوباره شر نشود.
فكر كنم به تبعيت از تفاسير و تعاريف جديد حجت الامسال هرمنوتیک و كساني كه شايستگي بيان نامشان در این نوشتار نيست، اصل نهم و دهم فروع دین را براي اجراي بهتر سياست درهاي باز حذف كردهايد: دوستى با دوستان خدا (تَوَلَّى) و دشمنى با دشمنان خدا (تَبَرَى).
یقیناً کسانی که دشمنان خدا و دشمنان اسلام را دوست می دارند و از آنان بیزاری نمی جویند در عذاب و عِقاب اعمال و رفتار آنها شریک اند.
فرازهايي از دعاي زيارت عاشورا
اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداکُمْ
خدایا خداوندا مارا از کسانی بدار که با دوستان تو و کسانی که در راه تو قدم برمیدارند دوست و با دشمنان تو و کسانی که در راه شیطان قدم برمیدارند دشمن باشیم. که محبان و دوستان تو دوستان ما و دشمنان تو و کافران دشمنان ما نیز هستند.

مسوول پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی خبر داد:
برگزاری کرسی آزاد اندیشی با موضوع هدفمند کردن یارانه ها در دانشگاه آزاد تهران مرکز
26 فروردين 1389 ساعت 12:44
مسوول پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی گفت: امسال هنوز کرسی های آزاد اندیشی را برگزار نکردیم اما قرار است هفته آینده اولین جلسه پیرامون یکی از مباحث داغ روز برگزار شود. بحث مورد نظر برای مطرح شدن در این کرسی ها، هدفمند کردن یارانه ها است.
میثم تهرانچی دبیر مدرسه آزاد و مسوول پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه ها در گفت و گو با خبرنگار سرویس دانشگاه برنا، درباره برگزاری کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه آزاد تهران مرکز گفت: از مهرماه سال گذشته کرسی های آزاد اندیشی را در دانشگاه راه اندازی کردیم و تاکنون 7 جلسه آن برگزار شده است.
وی ادامه داد: این کرسی های آزاد اندیشی در سه محور بود که عمده افراد شرکت کننده در این کرسی ها در مقطع کارشناسی ارشد بودند و یکی دو نفر هم از مقطع کارشناسی در زمینه طرح مباحث شرکت کردند.
مسوول پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه ها افزود: محور اول بحث نظریه پزدازی بود و محور دوم بحث پاسخ به شبهات و سووالات که ما در برنامه ها از کارشناس هم استفاده می کردیم. محور سوم هم کرسی های نقد و مناظره بود که بین چند دانشجو برگزار می شود.
تهرانچی در ادامه گفت: عمده بحث ما متمرکز بر روی دانشجویان بود. زیرا پرداختن اساتید به بیان مسائلی که سر کلاس های درس ارائه می کنند، راه به جایی نمی برد و ما سعی کردیم در این کرسی های آزاد اندیشی مطالب خود اساتید ارائه شود.
وی اضافه کرد: مطالب مطرح شده در کرسی های آزاد اندیشی هم علمی بوده و هم قابل طرح است. پس از یک ارزیابی به دانشجویان وقت دادیم و برایشان زمان تعیین کردیم و حتی برای آن دانشجو تبلیغ هم کردیم و جلسات را با حضور افرادی که تمایل به حضور داشتند برگزار کردیم.
مسوول پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه ها تصریح کرد: اگر دو دانشجو دو موضوع نسبتاً مشترک را برای طرح پیشنهاد می دادند، پس از بحث، جلسه مناظره ای گذاشته می شد و از یک استاد به عنوان ناظر جلسه دعوت می شد که بحث را تا انتها کارشناسی کند و نظر مخاطبان را هم بخواهد.
وی یادآور شد: کرسی های آزاد اندیشی جلسات خوبی بود با این که برای اولین بار چنین جلساتی برگزار می شد که هرکس می توانست اندیشه خودش را طرح کند، استقبال خوبی صورت گرفت. البته ما سعی کردیم کسی در حوزه های سیاسی روز وارد نشود و بیشتر بحث جلسه بر سر مباحث شبهه اندیشه ای و علمی باشد تا مسائل سیاسی.
تهرانچی در ادامه گفت: استقبال دانشگاه ها هم از این کرسی آزاد اندیشی خوب بود به طوری که حتی رییس دانشگاه و معاون آن استقبال کرده و در جلسات هم شرکت کردند.
مسوول پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه ها ادامه داد: ما در سال تحصیلی جدید برنامه هایمان را انسجام داده و جامع تر می کنیم. فراخوانی از تمام اساتید دانشگاهی پیرامون روش های برگزاری این کرسی ها مباحثی زده شد به طوری که قرار شد بخشی از کلاس ها تعطیل شود و اساتید به طور فعال به عنوان مخاطب و کارشناس در جلسات شرکت کنند.
وی گفت: امسال هنوز کرسی های آزاد اندیشی را برگزار نکردیم اما قرار است هفته آینده اولین جلسه پیرامون یکی از مباحث داغ روز برگزار شود. بحث مورد نظر برای مطرح شدن در این کرسی ها، هدفمند کردن یارانه ها است و 9 نفر برای شرکت در این بحث به عنوان سخنران و نظریه پرداز ثبت نام کرده اند که برخی از آن ها به عنوان موافقان اجرای این طرح و تعدادی از آن ها هم به عنوان مخالفان طرح، استدلال هایشان را بیان می کنند و چون ما دیدیم که استقبال در این موضوع زیاد است تصمیم گرفتیم یکی از جلساتمان را به این موضوع اختصاص دهیم.
وی افزود: ما تصمیم گرفتیم قبل از برگزاری این کرسی ها یکی از مسوولان دولتی توضیحاتی راجع به هدفمند کردن یارانه ها در دانشگاه بدهند که در این رابطه با دکتر داوودی صحبت کردیم و ایشان موفقیت اولیه شان را تاکنون اعلام کرده اند اما باید برای زمان آن برنامه ریزی کنیم.
تهرانچی اضافه کرد: اما بعد از برگزاری این کرسی ما قصد داریم بار دیگر بر روی نظریه اندیشه ای و دیده های دانشجویان بپردازیم که نیاز است مورد بحث، چکش کاری و انتقاد قرار گرفته و پخته شود.
مسوول پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه ها در خاتمه افزود: با برگزاری این کرسی ها دانشجویان شرکت کننده هم با روش سخنرانی، طرح بحث و راه های دفاع از آن آشنا شوند و هم این که با مطرح شدن بحث های مختلف و ارائه نظرهای متفاوت، باعث پختگی دانشجویان در اندیشه هایشان خواهد شد.
کد مطلب: 22401
آدرس مطلب: http://bornanews.ir/vdciz5ar.t1aru2bcct.html
لینک خبر در پایگاه جمع آوری و ذخیره سازی اخبار کشور:
مسببان اغتشاشات اخیر پس از انتخابات، در قتل شیعیان یمن مسئول اند

متن مصاحبه با خبرگزاري توانا آبان ماه 1388در خصوص کشتار شیعیان توسط دولت یمن
- بنظر شما چرا دولت یمن دست به کشتار شیعیان در این کشور زده و اساساً این اختلافات داخلی از کجا نشات گرفته است؟
شاید لازم باشد پیش از پاسخ به سوال شما کمی راجع به پیشینه حضور شیعیان در کشور یمن توضیح داده شود. کشور یمن در جنوبی ترین ناحیه شبه جزیره عربستان قرار دارد. 30 درصد از كل جمعيت22 میلیون نفری يمن شيعهاند؛ يعنى قریب به 5/6 ميليون نفر. این شیعیان عمدتاً در شمال یمن در شهر صعده مستقر هستند. در يمن، تشيّع به معناى عام، 1200 سال حكومت كرد تا اينكه وهّابىها به حكومت رسيدند. درسال 1962 ـ قریب به 47 سال پیش ـ عبدالناصر 70 هزار نيروى مصرى را در يمن مستقر كرد و حكومت را از شیعیان گرفت و به افراد لائيك سپرد. در همين سال، حکومت همه مدارس دينى را ممنوع اعلام کرد و تعدادی از علماى شیعه را كشت؛ و همچنین مانع برگزاری هرگونه مراسمات شیعیان و حتی استفاده از کتب دینی آنان همچون نهج البلاغه و صحيفه سجاديه و... در یمن شد.
از سال 1962 تا کنون، دستكم 5000 زن و مرد و علماى شيعى كشته شدهاند. عمدتاً اختلافات شیعیان با حکومت ناشی از عدم رعایت حقوق اولیه آنان توسط حکومت وهابی یمن است. با وجود حدود 5/6 میلیون شیعه، وهابیون رادیکال هیچ حق و حقوقی را برای شیعیان قائل نیستند. در این میان، نقش عربستان سعودی در سرکوب شیعیان یمن، قدمتی چند ساله دارد. کشتار شیعیان یمن طی سالهای مختلف با حمایتهای مالی، سیاسی و نظامی آل سعود همراه بوده است. دلیل این نقشآفرینی عربستان عمدتاً ترس سعودیها از پیروزی جنبش شیعی یمن در برابر حکومت مرکزی و انتشار این پیام به شیعیان عربستان است که میتواند وضعیت سیاسی این کشور را دگرگون کند. اختناق و خفقان برخی از حکومتهای عربی همچون عربستان موجبات آن را فراهم آورده است که این رژیم ها برای حفظ حکومت و قدرتشان به سرکوب بیشتر معترضان دست زنند. اعتراضات شیعیان برای احقاق حقوقشان طی سالهای مختلف منجر به تشکیل یک جبهه متحد با عنوان جنبش شيعي الحوثي به رهبری عبدالملک الحوثی گردیده است. شیعیان معتقدند دولت یمن حقوق شیعیان را به رسمیت نمی شناسد؛ از این رو باید تا احقاق حقوق ضایع شده شان با دولت یمن بجنگند. آنها همچنین خواهان بازگشت شرایط دوران زیدی ها، که در پی انقلاب 1962 از یمن برچیده شدند، به نظام مملکتی بویژه در مناطق شمالی یعنی استان صعده هستند.
- اگرچه طبق فرمایشات شما اختلافاتی میان شیعیان و دولت یمن وجود داشته ، اما ما شاهد هستیم که در دوماه اخیر سرکوب و کشتار وسیع غیر نظامیان یمن شدت خاصی پیدا کرده است. بنظر شما دلایل اصلی این نسل کشی و سرکوب در این دوره ی زمانی چیست؟
ما شاهد هستیم که جنگندههای عربستان سعودی به پشتیبانی از ارتش یمن، بارها اقدام به بمباران مناطق غیر نظامی شیعهنشین کردهاند که در مجموع، و بنا بر گزارش نهادهای رسمی و غیررسمی در ماههای گذشته، بیش از صد هزار شیعه یمنی آواره و صدها تن نیز کشته شدهاند. نظامیان یمن در حمله به مناطق شیعهنشین این کشور، از بهکارگیری هیچ سلاحی حتی بمبهای شیمیایی ابایی ندارند. پیش از این و در سالهای گذشته، پس از قتل عام شیعیان در روستاها و شهرهای استان «صعده» و مناطقی چون «الرزامات»، «حیدان»، «مران» و «آلشافعه»، پیکرهای شهدا را به طور کامل سوزانده و سپس با بستن آنها به پشت خودروهای نظامی و با هدف ترساندن مردم، این اجساد را در کوچه و خیابان میگرداندند تا به قول خود، مایه عبرت دیگران شود.این در حالی است که صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد (يونيسف) و چندين سازمان امدادي ديگر، نگراني شديد خود را نسبت به وضعيت وخيم در شمال يمن ابراز داشتند. شما پرسش قابل توجهی را مطرح نمودید و آن اینکه چرا با وجود اختلافات دیرینه میان شیعیان و دولت یمن، تا کنون چنین کشتار وسیعی به نحوی علنی و بیرحمانه صورت نپذیرفته بود. متاسفانه این جریان، ریشه در برخی تحولات اخیر منطقه ای دارد. ایران در معادلات سیاسی منطقه ای همواره نقش خود را به عنوان محور ثبات منطقه ایفا کرده است.از این رو انتظار می رفت که پس از حضور بیش از 80 درصدی مردم پای صندق های رای در انتخابات ریاست جمهوری، قدرت ایران در مقابل کشور های منطقه، که غالباً بدون اتکا به رای مردم اداره می شوند، دو چندان گردد، و این را نمی توان پوشیده داشت که بالاخره مسلمانان آزاده بخصوص شیعیان در کشورهای منطقه چشم امیدشان به کشور قدرتمند و بزرگی همچون ایران بوده و ایران نیز همواره در مناسبات سیاسی و اقتصادی خود به این نکته اهتمام ورزیده است. متاسفانه برخلاف انتظارات ما، با اتفاقاتی که پس از انتخابات رخ داد، قدرت سیاسی و منطقه ای ایران تضعیف شد و در همین فرصت که ایران بیشتر درگیر بحث مسائل پس از انتخابات بود، کشورهایی همچون عربستان و یمن که همواره برای سرکوب شیعیان در کمین چنین فرصت هایی بوده اند، از موقعیت بوجود آمده استفاده کردند. گرچه شاید این بحث مطرح شود که عوامل حوادث پس از انتخابات قصدی در تضعیف توان سیاسی منطقه ای ایران نداشتند و یا حتی در صدد مهیا نمودن فضا و موقعیت برای کشورعربستان و دولت یمن برای کشتار شیعیان نبودند، اما این حقیقت را نمی توان کتمان نمود که خواسته یا ناخواسته حوادث اخیر موجبات جسارت این کشتار عظیم شیعیان را فراهم نمود و باید گفت مسببان اغتشاشات اخیر پس از انتخابات، در قتل شیعیان یمن مسئول اند.
- با توجه به گفتههاي جنابعالي، آيا ايران بصورت مستقيم در مسائل داخلي اين كشورها دخالت داشته است كه با درگير شدن در مسائل داخلي خود ديگر توان حمايت مستقيم از آن كشورها را از دست داده باشد؟ و همچنين نقش مواضع بينالمللي در برخورد با چنين جناياتي را چگونه ارزيابي مي نماييد؟
نكتهاي كه بايد در پاسخ به سوال شما مدنظر داشت، پيچيدگي جريانات سياسي است. اينكه گفته شود كشور ايران مستقيماً در مسائل سياسي كشورها دخالت مي كند صحت ندارد، منظور من يك قدرت تاثير گذاري است يك قدرت چانهزني. عوامل مختلفي دست به دست هم ميدهد تا قدرت چانهزني يك كشور در مسائل مختلف سياسي افزايش يا كاهش پيدا كند . يكي از اين عوامل هم ثبات سياسي كشور و اتكا به راي بالاي مردمي و اعتقاد جمعي مردم به نظام سياسي واحد است. البته قدرت سياسي كشورها در مدت كوتاهي بدست نمي آيد اما ميتوان آن را در مدت كوتاهي از دست داد. درمورد بحث حمايت هاي مستقيم كه در سوال شما طرح شد، براي پي بردن به حقيقت ماجرا بايد ضرورتهاي اين نوع دخالتها مورد بررسي قرار گيرد. يمن در مدت كشتار و سركوبي شيعيان الحوثي دست به فرافكنيهاي مختلفي زد و ايران و ليبي را متهم به دخالت در امور داخلي و كمك به شيعيان نموده است. اين جنبه از اتهامات وجههي فرافكني و راه اندازي جنجال تبليغاتي دارد و براي سرپوش گذاشتن برجنايات مردم بيدفاع است. اصرار دولت یمن به پشتیبانی لیبی از شبه نظامیان الحوثی به اندازهای بود که سفیر لیبی از یمن را اخراج کرد.
همواره در مواضع اتخاذ شده از سوي سازمانهاي بين المللي يك دوگانگي رفتار را مشاهده ميكنيم كه بارزترين اينگونه رفتارها را ميتوان در مسئله فلسطين مشاهده نمود و اخيراً در نسل كشي كه صهيونستها در غزه صورت دادند، و در همان زمان سكوت جامعه جهاني را مشاهده كرديم . اين نوع برخوردها نشان از ناكارآمدي مجامع بينالمللي دارد و همينطور نشانگر اتحاد جبهه كفر در برابر مسلمانان و آزادگان جهان است. اما درمورد يمن قضيه كمي متفاوت است. وجود تنگه باب المندب و درياي سرخ در جنوب يمن به جهت استرتژيكي يمن را در موقعيت خاصي قرار داده است. طولاني شدن درگيريهاي داخلي به نفع كشورهاي سرمايه دار جهان نخواهد بود. يقيناً اين كشورها بدنبال راهي براي خاتمه دادن به اين اوضاع خواهند بود و در همين راستا قطر درحال بازي كردن نقش ميانجيگر ميباشد.
شمعي در خورشيد (داستان كوتاه)

عجيب شبي بود، يكدفعه از خواب بيدار شدم، بادلهره و دلشوره، بعدها هرچي فكر كردم به ياد نياوردم چه خوابي ديده بودم كه از خواب پريدم، شايدهم اصلاً خوابي نديده بودم، حالت غريبي بود، همه جا تاريك بود. من هميشه موقع خواب يك چراغ كوچك روشن ميكنم اما آن شب همه جا تاريك بود. ما انسانها چرا از تاريكي ميترسيم يا از تاريكي خوشمون نميياد، شايد بخاطر اين باشه كه در تاريكي موقعيت همه چيز مجهول، نميدونم انسانهايي كه نابينا هستند چه حسي از روشنايي و تاريكي دارند يا آنهايي كه مادرزاد نابينا به دنيا ميان، يعني اينجور آدمها در ظلمت بدنيا ميان؟ البته بعضيهاشون از اول در ظلمت بدنيا نميان اما جبر زمانه يا يه چيزهاي ديگه موجب ميشه كه تا آخر عمر در تاريكي و ظلمت بمانند، شايد هم بعداً به اين حالت خو ميكنند. اين افكار توي آن شب ذهن من را به خودش مشغول كرده بود. تو آن وضعيت خيلي احتياج به يه نور و روشنايي داشتم تا از پريشاني و دلهره بيرون بيام. بعضي اشخاص ميتونن خودشون را به نور و اطمينان برسونن اما خيلي از ماها تو اين وضعيت مستأصل ميمانيم و با تاريكي كنار ميايم. براي اينكه بلندشم و يك چراغي روشن كنم توي يك حالت رفتن و نرفتن قرار داشتم، منظورم ترديده، مشكل اينجا بود كه تو تاريكي مطلق وضعيت و جزييات را نميدونستم. همين موقع بود كه صداهاي ضعيفي بگوشم رسيد، اين موقع شب اين چه صدايي بود كه به گوش ميرسيد، با اين صدا كه همه از خواب بلند ميشن و شايد هم مثل من دچار دلشوره و دلهره بشن. بعد از گذشت لحظاتي صدا واضحتر شد متوجه شدم جريان صدا چيه، يكي داشت ندا ميداد كه نور داره مياد، بيدارشيد. داشت ميگفت كم كم داره خورشيد طلوع ميكنه، ديگه وقت خواب نيست، بله، صداي زيباي موذن بود، وقت اذان صبح شده بود، وقتش بود كه بلندشم و با اطمينان پردهها را كنار بزنم تا خونه روشن بشه و آماده بشم براي نماز، ديگه شمع هم بكارم نميآمد چون خوشيد آمده بود.
ز دور صدايي قريب ميآيد و در اين صدا بوي سيب ميآيد



